محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

727

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ذكر وقعت مرج راهط ميان مروان و ضحّاك چون ضحّاك بشنيد كه مروان را بيعت كردند ، گفت : من تا جان دارم بدين همداستان نباشم . نامه ها كرد به اميران شام به هر شهرى كه با عبد الله زبير بيعت كرده بودند به نعمان [ بن بشير ] و به قيس ، و ايشان را آگاه كرد و سپاه خواست كه با مروان حرب كند . و نامه كرد به عبد الله زبير و سپاه خواست . و سپاه بسيار بر وى جمع آمدند . و مروان نيز عبيد الله زياد را امير كرد و به مرج راهط شدند به جنگ . و حربى سخت بكردند و بسيار خلق كشته شد و سپاه ضحّاك روى به ولايت و شهرهاى خويش نهادند به هزيمت ، و به هر شهرى غوغا غلبه كردند . و نعمان از حمص بگريخت و اميران از شهرهاى ديگر ، و از پس نعمان بشدند و بكشتندش . و مروان به دمشق به حكم بنشست و به هر شهرى اميران فرستاد ، و [ پس ] به مصر شدند . و مردمان مصر پسر زبير را بيعت كرده بودند ، با مروان بيعت كردند ، و نايبان عبد الله بن زبير از آنجا بگريختند . و مروان يك ماه آنجا بود و نايبى آنجا بداشت و با شام آمد . و خالد بن يزيد را اميرى دمشق بداد .